صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

144

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

پيامبر بود و عمرش از هشتاد سال تجاوز كرده ، انواع درد و رويدادهاى ناگوار و سنگين پىدرپى در طول زمان - به ويژه دوران تبعيد - او را از پاى در آورده و اندامش سست و ناتوان شده چون در تبعيد ، تنها ماه‌هاى حرام بيرون مىرفت ؛ كه در نتيجه مبتلاى امراض سخت گشته بود . در اين روزهاى آخر زندگى ابو طالب مشركان از بدنامى كه ممكن بود پس از مرگ او برايشان اتفاق افتد ، وحشت مىكردند . پس بار ديگر كوشيدند تا با پيامبر گفتگو كنند و امتيازاتى كه قبلا به دادنش خشنود نبودند اكنون بپردازند . بنابراين آخرين هيأت و نمايندهء قريش پيش ابو طالب رفت . ( 1 ) ابن اسحاق و غير او مىگويند : وقتى ابو طالب بيمار گشت و قريش از بيمارى سخت او باخبر شدند ؛ گفتند : حمزه و عمر مسلمان شدند و كار محمد در ميان تمام قبايل عرب انتشار يافت . بياييد پيش ابو طالب برويم تا امتيازى از برادرزاده‌اش بگيرد و به ما بدهد . چون ممكن است اين مسلمانان سررشتهء تمام كارها را در دست بگيرند و بر ما چيره شوند . يا اين كه گفتند : مىترسيم اين پيرمرد بميرد و قوم عرب ، رخدادهاى آينده را به مرگ او ارتباط دهند و بر ما طعنه زنند و بگويند : محمد را به حال خويش واگذاشتند تا عمويش فوت كرد . اكنون در پى دست انداختن اويند . ( 2 ) اشراف و بزرگان قريش : عتبه و شيبه پسر ربيعه ، ابو جهل پسر هشام ، اميه پسر خلف ، ابو سفيان پسر حرب با عده‌اى حدود بيست و پنج تن پيش ابو طالب رفتند و گفتند : ابو طالب ! تو در ميان ما منزلت خود را مىشناسى و اكنون چنين حالتى دارى كه خود مىدانى و ما نيز بر تو بيمناكيم و ميانهء ما با برادرزاده‌ات خوب نيست [ و آب گل‌آلود است ] . او را دعوت كن ، از ما و از او پيمان بگير كه از همديگر دست برداريم . او ما را به دين خود واگذارد و ما هم او را به دين و آيينش واگذاريم . ابو طالب پيش پيامبر فرستاد . او حاضر شد . گفت : اى برادرزاده ! اينها بزرگان قوم تو هستند و نزد تو آمده‌اند تا هم از آنان امتياز بگيرى و هم به آنان امتياز بدهى . سپس مفهوم پيشنهاد قريش را بيان كرد . [ وقتى پيامبر از نيّتشان خبر يافت ] گفت : آيا مىدانيد كه اگر يك كلمه را به شما بگويم و آن را بپذيريد ، فرمانرواى عرب و عجم خواهيد شد ؟ ! ( 3 ) يا به روايتى ديگر خطاب به ابو طالب گفت : آنان را براى يك كلمه مىخوانم كه آن را بگويند تا به